تبلیغات
وبلاگ آزرم - تاریخ ایران ،پیش از آریایی‌ها
وبلاگ آزرم
آزادی دل
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


درود بر شما


مدیر وبلاگ : آزرم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به وبلاگ چیه؟





1-نیا-ایلامی

"شوربختانه درباره ی برخی از تمدن ها اطلاعات زیادی بدست نیاوردم تا در اختیار شما بگذارم."

کهن‌ترین دبیرهٔ ایلامی که به نیا-ایلامی شناخته می‌شود، نخستین بار به سال ۲۹۰۰ پیش از میلاد در شهر شوش، پایتخت ایلامیان، در جنوب غرب ایران باز می‌گردد. دبیرهٔ نیا-ایلامی به نظر می‌رسد که گسترش یافته از دبیره میخی سومری یا دبیرهٔ باستانی سومری باشد.

دبیرهٔ نیا-ایلامی دارای ۱۰۰۰ نشانه است و به نظر می‌رسد که باید بخشی از آن واژه‌نگار باشد. این دبیره هنوز رمزگشایی نشده‌است، و زبانی را که نمایش می‌دهد هنوز ناشناخته است.

2-عیلام

ایلام یا عیلام نام یکی از تمدن‌های ایران است که از سال ۳۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۴۰ سال قبل از تولد مسیح، در بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران گسترده بودند.(تاریخ مکتوب موجود از ۳۲۰۰ پیش از میلاد است.) تمدن ایلام یکی از قدیمی‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان، ایلام ، کهگیلویه و بویراحمد و بخش‌هایی کوچک از استان‌های فارس ، بوشهر، لرستان، استان چهارمحال و بختیاری، و کرمانشاه و در دوران‌هایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.

نام این قوم هالتامتی (Haltamti) و سپس آتامتی (Atamti) بود که اکدیان آن را عیلام تلفظ می‌کرده و در کتابِ مقدس یهودیان نیز به همین شکل آورده شده‌است. این واژه به معنای «کوهستانی» است، که به محل زندگی این مردمان در دامنه‌های زاگرس اشاره دارد.

زبان ایلامی:

زبان ایلامی با هیچیک از زبان‌های سامی و هندواروپایی ارتباط نداشته و زبانی جدا و زبانی تک‌خانواده به شمار می‌آید. برخی از پژوهشگران این زبان را با زبان دراویدی در هند هم‌خانواده می‌دانند. زبانِ ایلامی، جایگاه خود را پس از ورود اقوام آریائی نیز نگه داشت و زبان دوم نوشتاری حکومتِ ایران در دورانِ هخامنشی بود. در بیشتر سنگ نوشته‌های عصرِ هخامنشی ترجمه ایلامی و بابلی (زبان بین‌المللی آن روزگار) نوشته‌ها نیز آمده‌است.ابن ندیم صاحب «الفهرست» در نقل قولی از ابن مقفع (عبدالله ابن المقفع) زبان‌های ایرانی را «پهلوی، دری، خوزی، پارسی و سریانی» می‌شمارد که گواهی‌ست بر حضور زبان ایلامی (خوزی) تا دوره‌های آغازین اسلامی.

ایلامیان و سومری‌ها:

عیلامیان هرگز زیر دولت نبودند. ولی در سال ۲۲۸۰ پیش از میلاد عیلامیان که در اوج قدرت خود بودند، اور پایتخت سومریان را اشغال و غارت و خدای ویژه آن را به اسارت بردند. سومر مستعمره و خراج گذار ایلام شد و در پایان در ۲۱۱۵ ق. م در دوره فرمانروایی ریم سین دولت مشترک سومری – اکدی را به طرزی نابود کردند که ملت سومر هیچگاه نتوانست از خرابه‌های تاریخ سر برآورد.

آثار بجا مانده:

زیگورات چغازنبیل

این بنا که در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت در استان خوزستان ایران، جنوب شرقی شهر باستانی شوش جای گرفته‌است. ساخت آن در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد و توسط اونتاش گال برای ستایش ایزد اینشوشیناک نگهبان شوش انجام شده‌است. این بنا در حمله آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی نابود شد و پس از آن زیر خاک از دیده‌ها ناپدید گردیده بود تا دوران کنونی که توسط رومن گریشمن ایلام‌شناس فرانسوی خاکبرداری گردید.

نابودی تمدن ایلام:

در سال ۶۴۰ ق. م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور، عیلام را تصرف و مردم عیلام را کشتار و دولت عیلام را نابود کرد. تمدن دیرینه ایلام، پس از هزاران سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومری‌ها، اَکَدی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها از دشمن خود آشور شکست خورد و از صفحه روزگار ناپدید گردید. کتیبه آشور بانیپال در باره فتح و نابودی ایلام چنین می‌گوید:  تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور ایلام را با همه پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از چارپایان و گوسپند، و نیز از نغمه‌های موسیقی بی‌بهره ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.

3-کاسیان

کاسیان یا کاسی‌ها یا کاششوها یا کاشیان یا کاشوها یا کارکاشی در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از شرق حرکت کرده (قزاقستان امروزی)واز راه آذربایجان وارد فلات ایران شدند، از نواحی طالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی استان قزوین و همدان آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را آکسیان نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه) ساکن شدند. این منطقه تا پیش از ظهور آنها، در هزاره سوم ق.م بخشی از قلمرو کشور ایلام بوده‌است. آنها این منطقه را تا شمال خوزستان تصرف کردند و آن را کاشن نام نهادند در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد و در سال ۲۴۰۰ ق.م. در شمال کشور عیلام و جنوب قلمرو کاسیان (درشمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمیخوریم که کاشن نام داشت که به عنوان نشانه‌ای از کاسی‌ها است. آنها در جنوب با مقابله کشور عیلام روبرو شدند و در نتیجه به نواحی شمالی کوهستانهای لرستان رانده شدند و نواحی لرستان و همدان را به طور ثابت دراختیار داشتند. جابجایی آنها در فلات ایران در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد صورت گرفت. در هزاره سوم پیش از میلاد قدرت مقابله با کشورهای همسایه را نداشتند، در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد کاشن را از اطراف گسترش دادند. کاسیان در سال ۲۱۹۷ ق.م. به میانرودان حمله کردند و اکد فتح شد. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد عیلام میانرودان را به تصرف خود درآورد. قلمرو کاسیان در حدود استان‌های کردستان (بیت همبان) و آذربایجان (ناحیه آلا بریا در جنوب دریاچه ارومیه) و و بخش شرقی ترکیه آشنوناک (این ناحیه توسط کاسی‌ها مسکون شد و به نام کاسی توپلیاش موسوم گردید)، همچنین در بخش وسطای رود دیاله یعنی نامار (کرمانشاه) (نامرو، ناوار باستانی حاکم شدند).در سال ۱۷۵۰ ق.م. سپاه کاسی به ریاست گانداش از راه دشت ذهاب و شمال استان ایلام برای فتح بابل حمله کرد و بابل فتح شد. سر انجام در سال ۱۷۵۰ ق.م. جایگزین دولت بابل شدند و به سلطنت سلسله حمورابی پایان دادند. حکومت کاسی‌ها (از ۱۲۵۰-۱۷۵۰) بر بابل ۵۰۰ ساله شد.کاسیان بر ایلام نیز مسلط شدند و شوش را مدت‌ها اداره نمودند. در شمال میانرودان با دولت تازه تأسیس آشور که در اواسط قرن پانزدهم پیش از میلاد در میانه‌های رود دجله دولت آشور بنیان نهاده شد هم مرز شدند. طبق آثار بدست آمده از هزاره اول پیش از میلاد آنها در نواحی دور دست ماد سکونت کردند. آنهادرنیمه هزاره اول پیش از میلاد تا حاشیه کویر مرکزی وتا نواحی اصفهان و کاشان وحتی نواحی استان تهران و مرکزی پیش روی کردند. آنها در برخی مناطق کشور ماد آینده سکونت کردند و آن را کاردونیاش نامیدند و پس از فتح آن دولت خویش را کاردونیاش نامیدند. برخی منابع کاسیان را همان کاسپی دانسته اند که نام دریای خزر یا کاسپین از آن گرفته شده است. و برخی کاسی و کاسپی را دو نام مختلف می دانند.

4-مانناییان

دولت ماننا یا مانّا دولتی بود که قوم ماننا  در جلگه جنوبی دریاچه ارومیه تشکیل داده و از قرن هشتم قبل از میلاد تا قرن ششم قبل از میلاد بر این سرزمین حکومت می‌کرده‌اند. این دولت از مبارزه میان آشور و اورارتو استفاده کرده و بر قدرت خود افزود. پادشاهی مانناها که در آن مقطع زمانی ماننا متحد آشور بود بدست ماد (در حدود 616 پ.م.) قبل از حمله ماد به آشور (614 پ.م.) از میان رفت.

تاریخچه:

در زمان ورود آریاییان و چند قرن پس از آن، تجمع فشرده اقوام و قبایل مختلف (بومیان و مهاجران) در شمال و شمال غربی ایران باعث پیدایش دولت‌های محلی چون ماننا و الیپی در غرب ایران گردید که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. و در سالنامه‌های آشوری از آنها بسیار نام برده شده‌است. ماننایی‌ها شامل اتحادی از طوایف منطقه بودند و خود، از گذشته جزیی از سازمان‌های حکومتی لولوبیان - گوتیان را تشکیل می‌دادند. دولت ماننا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزیی از دولت بزرگ ماد به شمار می‌رفت. اقوام تازه وارد در قلمرو جدید خود در شمال غربی ایران با آشوریان که قدرت برتر دنیای باستان بشمار می‌رفتند و اورارتوئیان بومی همسایه شدند. آشورها مردمی از نژاد سامی به شمار می‌آیند. مرز شمالی ماننا رودخانه ارس بوده‌است. پیرامون دریاچه ارومیه و دشت‌های شمالی دریاچه ارومیه تا شهر تبریز کنونی و تا رودخانه سپیدرود قلمرو مانایی به شمار می‌آمده‌است. پایتخت ماننا شهر زیاوه کنونی بوده‌است که شهری ایرانی است. اثار باستانی مانناها بیشتر در کردستان و آذربایجان می‌باشد. گنج زیویه، آثار کشف شده در قلایچی بوکان و دژ حسنلو را به مانناها نسبت داده‌اند. در کاوش‌های تپه حسنلو و شهر سقز و زیویه در (نزدیک سقز) نیز اثار باستانی ماننایی یافته شده‌است. ظاهراً پادشاه ماننا امور ملک و دولت را با استبداد رای اداره نمی‌کرده و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش می‌نمود. (تاریخ ماد ص. ۱۶۶) سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد. در کتیبه‌ای از زمان سطنت سارگن دوم آمده‌است که بین سال‌های ۷۲۱-۷۰۵ ق.م. گروه‌هایی از آشوری‌ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده‌اند. سارگن دوم در کتیبه، به تسلیم شدن شاه ماننا اشاره کرده و از بخشیدن او خبر می‌دهد:  در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند. محتوای این کتیبه نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی ماننا متحد آشور بشمار می‌رفت. سارگن دوم در سال ۷۱۴ ق. م بعد از تابع کردن ایالت پارسوا به منطقه ماننایی سوری گاش نیز که در دست اورارتو بود، حمله کرد. با اینکه شاهان آشوری همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار می‌دادند ولی سارگن دوم بنا به اتحادی که با «اولسنو» بسته بود با ماننا به صورت یک دوست و متحد رفتار می‌کرد و به قولی که به شاه ماننا داده بود عمل کرده و اراضی غربی ماننا را که در مدت نزدیک به یک قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت ماننا قرار داد. سارگن دوم که حالا شاه ماننا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد ماد مرکزی را تصرف کرد و در عوض این کمک، دولت ماننا به آشور در اشغال ماد مرکزی کمک کرد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
رایانامه      
کلیه حقوق این وبلاگ برای وبلاگ آزرم محفوظ است